نامه ی سرگشاده ی هواداران ابومسلم در پاسخ به بیانیه ی كارگروه منسوب به فوتبال خراسان رضوی!

«پایان شکست سخت و آغاز براندازی نرم» ... نامه سرگشاده ی هواداران باشگاه ابومسلم خراسان در پاسخ به بیانیه ی كارگروه منسوب به فوتبال خراسان رضوی!...  در پاسخ به بیانیه‌ ی بی نام و نشان منتشره در برخی رسانه ها مورخ 21/4/88 از سوی گروهی مجهول و غیر مسؤول که به تعبیر خود «چندی پیش!» پا به عرصه ی وجود گذاشته و با ارسال نامه ای خطاب به جناب آقای مهندس «محمدی زاده» استاندار محترم با عنوان ساختگی «کارگروه تخصصی فوتبال خراسان رضوی!»، تقاضای برکناری فوری مدیران دو باشگاه مردمی ...

«ابومسلم خراسان» و «پیام خراسان» همچنین درخواست تعلیق ثبت قراردادها با بازیکنان و مربیانشان را به استناد اخبار مندرج در صفحات روزنامه ها!! کرده اند، نامه ی سرگشاده ای با عنوان «پایان شکست سخت و آغاز براندازی نرم» از سوی جمع کثیری از هواداران باشگاه منتشر و نسخه ای از آن در اختیار روابط عمومی مؤسسه ی فرهنگی ورزشی ابومسلم خراسان قرار گرفت که به طور کامل درج می گردد:

به نام خدا، در آستانه ی بعثت حضرت ختمی مرتبت، سفیر مهر و عطوفت، پیامبر اعظم (ص)، متأسفانه شاهد ترجمان غلط و معکوسی از آیه ی شریفه ی «محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار و رحماء بینهم» آنهم در سرزمین متعلق به امام مهربانی ها، حضرت علی ابن موسی الرضا(ع) توسط مدعیان پرطمطراقی هستیم که ساحت مقدس «حاکمیت اخلاق، جوانمردی و منش پهلوانی» در عرصه ی خطیر و پاک «ورزش» را دستاویز رسیدن به مقاصد شوم خود نموده و در این راه، نه از خرج کردن از کیسه ی بزرگان ابایی دارند و نه از قربانی کردن آبرو و شخصیت تیم های خراسانی دیگر!

باندی که در موجودیت و ریشه دوانیدن شان در مصادر قدرت و ثروت، اندک تردید و شبهه ای نیست چراکه رنگ عوض کردن، جعل نام، عنوان، آرم و یکشبه کارگروه درست کردن و تهدید و فشار حتی به بزرگان، از خصوصیات بارز گروه های مافیایی است، اما در وجود خارجی داشتن به اصطلاح کارگروهی متشکل از «پیشکسوتان! کارشناسان! و اهالی مطبوعات!» که جرأت و شهامت درج حتی یک نام را ذیل نامه نداشتند، به طور جدی در شک و تردیدیم! چرا که همه ی ما به ذکر نام و امضای پیشکسوتان معظم و کارشناسان مجرب ذیل مکاتبات خود افتخار می کنیم و آنان نیز تاکنون ابایی از این روش مرسوم نداشته و ندارند، اهالی محترم مطبوعات هم از خبرنگاران گرفته تا عکاسان، برعکس، اگر نام آنان صدر خبر و ذیل عکس درج نشود، طرف را متهم به سرقت ادبی و فرهنگی می کنند!

بیانیه و به تعبیری بهتر «کیفر خواست» شیطنت آمیزی که در تمامی سطورش، کلی گویی های مهمل، اتهامات بسیار عجیب و قریب، قضاوتهای «بسیار عجولانه» و استدلالهای سخیفی از عالم سیاست گرفته تا اقتصاد و فرهنگ و جغرافیا داد می زند! مطالبی که پس از خواندن آن، هر انسان عاقل و آزاده ای به فکر فرو می رود و از خود می پرسد که به راستی چند سطری که الان خواندم، «بیانیه ی ورزشی حقوقی» از جنس عدالت و غیرت علوی بود یا «دادخواست قضایی خاله زنکی» از جنس مکر و شیطنت عمروعاصی!

به راستی چه اتفاقی افتاده و به تعبیری بهتر ابومسلمی ها پا روی دم چه شخص یا کسانی گذاشته اند که یک شبه از «لُپ لُپ» اوهام و تخیلات خام عده ای معلوم الحال، گارگروهی خارج می شود که هنوز بیانیه یک را صادر نکرده، شماره ی دوی آن را  صادر می کند تا کار پخته تر و قانونی تر جلوه کند! به راستی چه ظلم و جفایی به این کارگروه که نه... بلکه به این «تک سرنشین ماشین تحریر عریضه نویسی» نشسته در آفتاب سوزان پیاده روی وزارت عدلیه شده که در شور و هیجان کار، چنان «جوگیر» و «اشتباهی!» می شود که فراموش می کند عریضه نویسی بیش نیست و نباید جای بزرگتر از خود بنشیند! آنهم از نوع شدید «جوگیری» که گویی خطر، بحران، اضطراب، طاعون و عنقریب زلزله شهر را فرا خواهد گرفت لذا هم خود می بُرد، هم خود می دوزد و هم خود به تن می کند و بعد هم توقع دارد نه تنها «کدخدای ده» بلکه همه ی خلق خدا، با ذکر صلواتی غرا و جلیل، ختم دادرسی این محاکمه ی بی قاضی، بی وکیل، بی شاهد و بی استناد را تأیید کنند!

به راستی «مخاطب این همه اتهامات اثبات نشده و ادعاهای سنگین و قابل تعقیب قضایی کیست و دود این آتش های برافروخته در نهایت به چشم چه کسانی می رود؟» در این میان «تیم پیام خراسان» که اغلب در حاشیه ی امن این داستان کش دار و بی خاصیت «مالکیت باشگاه» به کار خود سرگرم بود را چرا این بار درگیر ماجرا کردند، آیا این فرافکنی به منظور رد گم کنی و باز نشدن مشت آنان نبود! و دیگر این که «اساساً پشت این بیانه های بی نام و نشان، این مصاحبه های پر خط و نشان، کیست و سود این همه دروغ پردازی و هوچی گری را چه کسی می برد؟»

یک پاسخ بیشتر به این همه سوؤال به ذهن متبادر نمی شود و آن این که آبشخور تمامی این صغری و کبرا چیدن های چند ماه و یک سال اخیر، قطعاً منافع عده ای خاص است که بالاخره زمانی بالای نردبان قدرت و ثروت بوده اند و اکنون چون راه پایین آمدن آن را بلد نیستند یا نمی خواهند بپذیرند که دیگر در آن جایگاه نیستند، از کاه، کوه ساخته، دهها پیراهن عثمان درست می کنند و هر از چند مدت یکی را بالای نیزه کرده، به بهانه ی خونخواهی، فریاد وا اسلاما سر می دهند شاید مطالبات نابحقی که از مجرای قانون و مجاری صالحه تاکنون به نتیجه نرسیده، با فرافکنی، جوسازی و شانتاژ خبری و در یک کلام «جنگ رسانه ای» محقق شود!

به عبارت دیگر، سرچشمه ی اخبار سلسله واری که چندماهی است به طور سازمان یافته تهیه، منتشر و بازتاب گسترده می یابد، خروجی جلسات پشت پرده ای است که از سویی نشان از تمام شدن تیرهای حقوقی و قانونی در ترکش آغاز کنندگان جنگ سرد براندازی زورکی مدیران ابومسلم دارد و از سویی دیگر حاکی از فلاکت مأیوس کننده افراد معلوم الحال، شکست خورده و تحقیر شده ای است که چه در محکمه وجدان خود و چه در محضر عدالت، چون مستند قابل دفاعی ندارند، به ناچار هر بار ساز ناسازی کوک کرده و گمان می برند که این بار با استفاده ابزاری از عنوان نماینده عالی دولت در استان و به بازی گرفتن دیگر باشگاه مردمی این خطه، می توانند آخرین حلقه ی این پازل مسخره و وهم آلود را بچینند و از آب گل آلود شده، ماهی بگیرند!

غافل از این که نماینده عالی دولت در یک استان یعنی تجمع خرد جمعی یک ملت و هیچ موقع چنین خردی، بازیچه ی دست و تأمین کننده ی منافع غیر قانونی افراد و یا گروه های خاصی نمی شود گذشته از آن که سیاست «کاهش تصدی گری» و «تنفیذ امور به بخش خصوصی» همواره از شعارهای دولت خدمتگزار بوده و هست همچنان که استاندار محترم نیز در حمایت های کلامی و معنوی خود خطاب به دست اندرکاران باشگاه های خصوصی، بارها به این موضوع تأکید و تصریح کرده اند.

سخن آخر آن که «چون وا نمی کنی گره ای، خود گره مباش... ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست!» باور کنید این حقیقت محتوم و مختوم را که «همیشه بهشت را به بها می دهند نه به بهانه» پس مشفقانه توصیه می کنیم که دست از بهانه جویی های کودکانه برداشته، به جای این که چماق «هفت میلیارد تومان» کمک استاندار محترم همدان به تیم فوتبال پاس این استان را بارها و بارها به سر هواداران خراسانی بکوبید و آن را الگویی مناسب برای استان خراسان رضوی دانسته، و از بی بهره ماندن باشگاه های خراسانی اظهار تأسف کنید، دست کم نقش «غضنفر» را هم در این میان بازی نکنید که تمام هم و غمش، گل زدن به دروازه ی خودی است! سعی کنید مساعی خود را به جای دسیسه چینی، به سمت و سوی وفاق، همدلی و راستی سوق دهید و اگر به «اقتضای طبیعتتان!» و حسادت باطنی، این کارها از شما بر نمی آید، دست کم چوب لای پیشرفت چرخ باشگاه نگذارید!

با نام پیامبر اعظم (ص) شروع کردیم و با توصیه ای از وصی بحق حضرتش امیر مؤمنان علی (ع) به پایان می بریم که شاید هنوز مصداق «ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم و علی ابصارهم غشاوه» نشده باشید که: دو گروه هلاک شدند: گروهی که در «محبت» غلو می کنند و گروهی که در «دشمنی» زیاده روی! ما نیز توصیه می کنیم به اندازی آتش این تنور را گرم و شعله ور کنید که عطش طرح نام کم سویتان در روزنامه ها را سیراب کند نه آنقدر که دامنتان را بسوزاند!

جمعی از هواداران باشگاه ابومسلم خراسان
23/4/88

نظرات

ارسال نظر

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.